امروز: شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۷
کد خبر: 3117
تاریخ انتشار: دوشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۴ ۰۸:۱۲
دسته: شهدای شهر
پرینت
ایمیل
شهيدان ميمه

شهيد محمدرضا اسماعيلي

شهید محمدرضا اسماعیلی چهره ای مؤمن ـ مهربان ـ به شدت پرعاطفه و نوع دوست مقید به حاکمیت احکام الهی در زندگی، بود.»

شهید محمدرضا اسماعیلی فرزند عباسعلی متولد ۱۳۴۳

محل شهادت: منطقه و ارتفاعات کله قندی (کردستان) ـ

علت شهادت: اصابت ترکش خمپاره

نوع شهادت: شهید در معرکه و میدان.

شهید محمدرضا اسماعیلی در یک خانواده مذهبی و مقید به حاکمیت احکام الهی در زندگی، متولد شد و در فضای معنوی این خانواده رشد کرد، تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در شهر میمه سپری و به لحاظ علاقه ای که به دفاع از کشور داشت به کسوت  نظامیگری درآمد.

از سال ۱۳۶۰ جهت دفاع از نظام مقدس اسلامی که مورد تهاجم استکبار جهانی و صدام قرار گرفته بود به جبهه های نبرد شتافت و بدون وقفه تا زمان شهادت که مدت ۷ سال بود در    سخت ترین شرایط به دفاع از میهن اسلامی مشغول شد، شهید محمدرضا جمعی لشکر ۲۸ سنندج بود.

در عین حال که شهید محمدرضا از بیان رنجهای فراوان در جبهه ها خودداری می ورزید اما گاهاً این خاطره را بیان می کرد که: در تمام ۷ سال حضور در جبهه (که خاتمه حضورش، شهادتش بود) تابستانها به جبهه های جنوب مأموریت داشتیم و گرمای سوزان بیابانهای جنوب را تحمل   می کردیم و زمستانها به جبهه های کردستان مأمور می شدیم و تحمل سرماها و یخبندانهای باور نکردنی ـ به گونه ای که رفت و آمد ما در منطقه مأموریت در کانالهای برف بود ـ و جز  به هلیکوپتر (بالگرد) به هیچ وسیله ی دیگری قادر به غذا رسانی به نیروها نبودند. غذاهای خشک را به وسیله بالگردها به منطقه می آوردند و ما خود آرد را خمیر کرده و با سختی نان پخته و نیروها تغذیه می شدند.

مأموریت ما جلوگیری از ورود دشمن به ارتفاعات کله قندی بود که چنانچه ورود پیدا می کرد به منطقه وسیعی از کردستان اشراف داشت و می توانست پیشروی کند، که با رشادت نیروها دشمن نتوانست نفوذ کند.

مسئولیت شهید محمدرضا در اصل در جمعی لشگر ۲۸ سنندج = گشت شناسایی و اطلاعات بود که در شب عملیات بیت المقدس ۵ به فرماندهی قسمت جایگزین کرد و فرماندهی عملیات را شهید محمدرضا عهده دار شد. و در روز ۲۱/۱/۱۳۶۷ در حالی که شهید محمدرضا اسماعیلی در کنار قبضه توپی که ساعتها بی وقفه شلیک کرده بود تا مانع ورود دشمن شود برای تدارک امور ایستاده بود ـ ترکش خمپاره ای به پیکر پاکش اصابت و به خون افتاده و در دَم شهید می شود.

شهید محمدرضا اسماعیلی چهره ای مؤمن ـ مهربان ـ به شدت پرعاطفه و نوع دوست بود. شهید خاطره ای را نقل می کرد که در اوج عواطف و نوع دوستی و قلب رئوفش را نشان می دهد، شهید می فرمود: در زمانی که برای مدت کوتاهی به مرخصی آمدم به اصفهان جهت دیدار خواهرم رفتم ـ اما ساعت ۲ بعد از نیمه شب رسیدم به پشت درب منزل اما به خود اجازه ندادم زنگ بزنم زیرا فکر کردم ممکن است زنگ دیروقت آنها را اندکی مضطرب کند یا خواب و استراحت را از آنان بگیرم لذا تا صبح نزدیک طلوع آفتاب درب منزل در خیابان نشستم تا بی موقع زنگ نزده باشم.

شهید عمر کوتاهش را با عواطفی چنین قوی ـ انسان دوستی چنین زیبا ـ و رشادتی مثال زدنی سپری کرد و ۷ سال بی وقفه به دفاع از این  مرز و بوم پرداخت تا اینکه به آرزوی دیرینه اش که شهادت بود نائل آمد.

لازم به یادآوری است مادر شهید نقل می کند:که هنگامی که به شهید محمدرضا اسماعیلی باردار بودم، ۲۰ سال قبل از انقلاب در رؤیا دیدم که گروهی عازم خانه خدا هستند من هم برای   نام نویسی برای اعزام مراجعه کردم اما به هنگام درخواست به من گفتند: شما چنانچه فرزندی را که در رحم داری در راه خدا تقدیم می کنی ما اجازه ی اعزام به شما میدهیم و من در عالم رؤیا پذیرفتم که فرزندم را فدایی بدهم تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید و فرزندم عاشقانه  لباس ارتش را برای حمایت از اسلام و انقلاب پوشید و از همین راه جانانه جهاد کرد تا به شهادت رسید. یک روز در خانه نشسته بودیم که درب خانه را زدند و برای حج گفتند که از خانواده ی شهدا ثبت نام میکنیم ناگهان یاد خواب ۲۰ سال قبل از انقلاب افتادم وایم مصداق سخن پیامبر اکرم است که فرمود در اخر الزمان شهادت خوبان امت مرا کلچین می کند .                                                     

السلام علیک یا رسول الله و یا انصار دین الله

روحش شاد راهش پر رهرو

بازدید: 733

تعداد نظرات: 0
منتشر نشده: 0

کد امنیتی
کد جدید


تلگرام

حاضرین در سایت

ما 47 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

آمار و اطلاعات :
بازدید کل : ۵۱۸,۸۶۱ نفر
حاضرین آنلاین : ۴۷ نفر
تعداد کل اخبار : ۶۶۰ مورد
اخبار امروز : ۰ مورد